برای بسیاری از ما، بازداشتگاههای مهاجران تنها در قالب تیترهای خبری مبهم دیده میشوند: مکانهایی که به کنترل مرزها، «مهاجرت غیرقانونی» و منازعات سیاسی بین دولتها گره خوردهاند. به ندرت پیش میآید که از واقعیتهای روزمره داخل چنین مراکزی اطلاع مستقیمی به دست آوریم؛ بهویژه در کشوری مثل ترکیه که بازداشتگاهها تا حد زیادی از دید عموم پنهان بوده و از نظارت عمومی دور نگه داشته میشوند.
همین پنهانکاری است که کتاب ۴۶ روز اسارت – چانکیری: پایان دنیا را تا این اندازه مهم میسازد. این اثر با نام مستعار هوپ پارادایس (Hope Paradise) منتشر شده و نه یک مقاله سیاسی یا گزارشی دست دوم، بلکه شهادتی دست اول از کسی است که ۴۶ روز در یکی از بازداشتگاههای مهاجران در ترکیه حبس بوده است. این کتاب نه تنها شرایط فیزیکی بازداشت را آشکار میکند، بلکه ابعاد سیاسی و حقوق بشری یک سیستم بیپاسخگو را نیز برملا میسازد.
جهانی پنهان در برابر دیدگان
ترکیه نقشی کلیدی در نظام مدیریت مهاجرت اروپا ایفا میکند. این کشور به عنوان یک «حائل» میان خاورمیانه و اتحادیه اروپا، میزبان میلیونها پناهجو و مهاجر است و همزمان شبکهای از بازداشتگاهها را اداره میکند که بخش زیادی از بودجه و حمایت آن بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از سوی اروپا تأمین میشود.
با این حال، این مراکز به ندرت موضوع گزارش رسانهها قرار میگیرند و دسترسی سازمانهای غیردولتی یا ناظران مستقل به آنها محدود است. برای ناظران بیرونی، سیستم بازداشت مهاجران در ترکیه تقریباً نامرئی است. درست به همین دلیل است که روایت هوپ پارادایس – بر اساس تجربه عینی در بازداشتگاه چانکیری – پنجرهای کمیاب و بیپرده به آنچه در پشت درهای بسته رخ میدهد، میگشاید.
همانگونه که کتاب تأکید میکند، این مراکز صرفاً مکانهای اداری برای نگهداری نیستند. آنها محیطهایی هستند که در آن قانون معلق میشود، کرامت انسانی سلب میگردد و انسانها به اعداد و پروندهها تقلیل مییابند. آنچه درون این بازداشتگاهها میگذرد، استثنایی بر قانون نیست، بلکه رویهای روزمره و نهادینه شده است.
داستان نویسنده: از شهروند تا «مهاجر غیرقانونی»
در مرکز این کتاب، داستان تبدیل ناگهانی نویسنده از یک شهروند به یک بازداشتی بیهویت قرار دارد. او در پی تصمیمی سیاسی و ناگهانی – مرتبط با تنشهای میان آنکارا و تهران – از تابعیت ترکیه محروم شد و یکشبه به عنوان «مهاجر غیرقانونی» طبقهبندی گردید.
این تغییر برچسب صرفاً یک امر اداری نبود؛ بلکه به معنای سلب فوری حقوق، بازداشت اجباری و مواجهه با سیستمی بود که هدفش خاموش کردن صداهاست، نه حمایت از انسانها. در عرض چند ساعت، انسانی با زندگی، تاریخچه و هویت مشخص، در چشم قانون به موجودی زائد و بیاهمیت تبدیل شد.
این تجربه محدود به ترکیه نیست. در نقاط مختلف جهان، پدیده بیتابعیتی و تبعید سیاسی نشان میدهد که تابعیت تا چه اندازه شکننده است و دولتها چگونه میتوانند بهراحتی با ابزارهای قانونی، افراد را از هستی اجتماعی و حقوقی حذف کنند.
شرایط درون بازداشتگاه: فراتر از قانون
کتاب ۴۶ روز اسارت جزئیات زندگی روزانه در بازداشتگاه چانکیری را شرح میدهد؛ تصویری که مملو از بیتوجهی سیستماتیک، فشار روانی و عدم قطعیت دائمی است.
ازدحام شدید: زندانیان در اتاقهای شلوغ و بدون حریم خصوصی نگهداری میشدند.
بیتوجهی به سلامت و نیازهای اولیه: دسترسی به خدمات پزشکی و حتی غذای کافی بسیار محدود و نامنظم بود.
غیرانسانیسازی: شکایات و درخواستهای بازداشتشدگان توسط نگهبانان و مدیران بیاعتبار تلقی میشد.
فشار روانی: ندانستن مدت بازداشت و بیخبری از آینده، اضطراب و فرسایش روحی عمیقی ایجاد میکرد.
این شرایط حاصل بیکفایتی نیست؛ بلکه همانگونه که نویسنده توضیح میدهد، بخشی از منطق بازداشت است. سلب کرامت و حفظ عدم قطعیت، ابزارهایی برای کنترل محسوب میشوند.
پیوند با اتحادیه اروپا: همدستی خاموش
یکی از جنبههای تکاندهنده کتاب، ارتباط مستقیم تجربه شخصی نویسنده با سیاستهای گستردهتر اروپا است. بازداشتگاههای ترکیه پروژههای منفرد ملی نیستند؛ بلکه بهطور مستقیم یا غیرمستقیم توسط اتحادیه اروپا تأمین بودجه و تجهیز میشوند.
توافقهایی مانند توافق مهاجرتی اتحادیه اروپا – ترکیه عملاً بخشی از مسئولیت کنترل مرزهای اروپا را به ترکیه واگذار کردهاند. این روند هرچند از ورود مهاجران به خاک اروپا میکاهد، اما همزمان اتحادیه اروپا را در نقض حقوق بشر درون بازداشتگاههای ترکیه شریک میسازد.
کتاب پرسشی جدی را پیش میکشد: چه چیزهایی به نام اروپا و با پول مالیاتدهندگان اروپایی در پشت این دیوارها انجام میشود؟
شهادت دادن: چرا روایت اهمیت دارد؟
هوپ پارادایس روشن میسازد که نگارش این کتاب نه برای سود شخصی و نه برای جاهطلبی ادبی بوده است. حتی نسخههای الکترونیکی به صورت کاملاً رایگان عرضه میشوند و نسخههای چاپی نیز تنها با هزینه تولید و ارسال ارائه میگردند.
هدف این است که نور بتاباند؛ آنچه پنهان مانده را آشکار کند؛ و صدای کسانی شود که در سکوت مدفون شدهاند.
همین عمل روایتگری، شکلی از مقاومت است. سکوت، راه امنتری برای زندانیان سابق است، اما سکوت نیز به تداوم سیستم کمک میکند. با انتشار داستان خود، نویسنده تصمیم گرفته است که شاهد باشد؛ تا رنجی که دیده است، محو و فراموش نشود.
چرا باید برای خوانندگان مهم باشد؟
شاید برخی بپرسند این روایت چه ارتباطی با کسانی دارد که نه در ترکیه زندگی میکنند و نه با مهاجران سروکار دارند؟ پاسخ در دو نکته است:
حقوق بشر جهانی است. آنچه در یک بازداشتگاه رخ میدهد، بخشی از روند جهانی تضعیف حمایت از مهاجران و پناهندگان است. بیتوجهی امروز، به معنای عادیسازی آن برای فرداست.
همه ما درگیر هستیم. وقتی نهادهای بینالمللی یا اتحادیه اروپا بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از این سیستم حمایت میکنند، شهروندان آن نهادها نیز بهطور غیرمستقیم مسئولاند. آگاهی، نخستین گام برای پاسخگویی است.
جمعبندی: شکستن سکوت
کتاب ۴۶ روز اسارت – چانکیری: پایان دنیا اثری ساده و دلنشین نیست و قرار هم نیست باشد. این کتاب روایتی بیپرده از واقعیتی است که دولتها، نهادها و حتی رسانهها اغلب از آشکار کردن آن سر باز میزنند.
با به اشتراک گذاشتن تجربه خود، هوپ پارادایس کاری را انجام داده که بسیاری از حکومتها و رسانهها از آن عاجز بودهاند: نمایاندن چهره انسانی یک سیستم پنهان. اکنون مسئولیت با ماست؛ خواندن، به اشتراک گذاشتن و شکستن سکوتی که بازداشتگاههای مهاجران را در تاریکی نگاه داشته است.
✦ ۴۶ روز اسارت – چانکیری: پایان دنیا به صورت رایگان در قالبهای PDF، ePub و جزوه قابل دانلود است. نسخههای چاپی نیز تنها با هزینه تولید و ارسال از طریق آمازون در دسترس قرار دارند.